جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )
471
ايران وقضيهء ايران ( فارسي )
دامنههاى پردرخت رشتههاى البرز تقريبا تا دروازههاى آن كشيده مىشود و چشمانداز از فراز ديوارها به سوى بيشهزار انبوهى است تا بيست ميلى در نقطهاى غربى كه آنجا درياى خزر در افق ميدرخشد و در طرف ديگر كه به سمت شمال شرقى است تا رودخانهء گرگان « 1 » و دشتهاى شنزار تركمن است و خود شهر از حومهء آن باشكوهتر است با خانههائى كه بام سفال سرخ يا گالهپوش با شيب تند و لبهء پيشآمدهء عريض دارد و بامهاى سفالى هم روى نىها و نىها بر لاىهاى چوبى قرار دارند . اين خانهها تضاد بارزى با مساكن گلى متوازى الاضلاع دارد كه در ايران از لحاظ معمارى شهرى قبلا با آن آشنا شدهايد . در استراباد ديوارها از سنگ و آجر ساختهشده است ، زيراكه ديوار گلى در مقابل رطوبت شديد آنجا تاب مقاومت ندارد . بسيارى از خانههاى آن سامان بر پايههائى با ارتفاع ده تا سه پا از سطح زمين بنا شده است كه بدينوسيله از صدمات رطوبت غيرعادى آنجا اجتناب شده باشد و بسيارى از اين خانهها نيز در زير لبهء بام ايوانهاى دلپذيرى دارند . سنگفرش شاه عباسى - كوچههاى آنجا با سنگ ، فرش شده است كه هنوز يادگارى از دورهء شاه عباس كبير است و جادهء معروف سنگفرش كه آن پادشاه جهت تسهيل ارتباط بين ولايات شمالى كه مورد علاقهء فراوان او بوده ساخت از دروازهء غربى آغاز ميگردد و از آنجا راه راست وارد جنگل مىشود و از ميان قصرها و شهرهاى متعددى كه وى در آن حدود ايجاد نموده و يا توسعه داده است عبور مىكند تا نقطهاى بنام كسگر كه در قسمت غربى گيلان واقع است ، امتداد دارد . تركيب ساختمانى اين جاده با قطعات سنگپاره كه هركدام گاهى به اندازهء يك پاى مربع است و عرض راه از پانزده پا در استراباد و ده يا هشت پا در
--> ( 1 ) - هيركانياى قديم از نام گرگان گرفته شده ، ريشههاى هيرك و گرگ در نزد آريائىهاى قديم معنى مشابه داشتند . هيركانيا شامل دشت گرگان تا حدود اترك و استراباد و قسمتى از مازندران بوده است .